امشب رو تنها میخوابم
توی خونهای که هیچکس نیست
توی خونهای که پر از برگهای درخت نارون و زردالو است
امشب رو تنها میخوابم بدون اینکه صدای کسی از چهاردیواری این دراندشت ویلایی رد بشه
امشب نه به کسی زنگ می زنم نه به کسی پیام می دم
به هیچکس جتی به وکیل قالتاق مهاجرتم
برچسب:
نویسنده: آرمان صفری